یادت میاد گریه هامو ریختم کنار پنجره؟
داد کشیدم تو رو خدا نامه بده یادت نره
یادت میاد خندیدی و گفتی حالا بذار برم؟
تو رفتی و من هنوز کنار در منتظرم...!
نوشته شده توسط مهسا در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 ساعت 17:57 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

من مهسام ...بهم می گن مجنون .. نمی دونم عاشق چی شدم اما وصله ی عاشقی رو بهم چسبوندند...اصلا چه اهمیتی داره من کیم و چی دور و برم می گذره ... می نویسم فقط واسه این که همدردی واسه دردام پیدا کنم.... خوشحال میشم نظر بدید..
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY