وقتی باران بی بهانه می بارد.
وقتی تو کنارم نیستی ،
وقتی حتی جاده ها هم بوی انتظار می دهند ،
وقتی غریبانه به تو می اندیشم و
وقتی صادقانه برای دیدارت اشک می ریزم ،
درمیان دلتنگی فریاد می زنم :
دوستـت دارم
نوشته شده توسط مهسا در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 ساعت 18:5 موضوع | لینک ثابت
یادت میاد گریه هامو ریختم کنار پنجره؟
داد کشیدم تو رو خدا نامه بده یادت نره
یادت میاد خندیدی و گفتی حالا بذار برم؟
تو رفتی و من هنوز کنار در منتظرم...!
نوشته شده توسط مهسا در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 ساعت 17:57 موضوع | لینک ثابت
سكوتم را شكستند دل دائم صبورم را شكستند به جرم پا به پاي عشق رفتن پر و بال عبورم را شكستند مرا از خلوتم بيرون كشيدند چه بي پروا حضورم را شكستند تمنا در نگاهم موج مي زد ولي روياي دورم را شكستند
نوشته شده توسط مهسا در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 ساعت 17:54 موضوع | لینک ثابت
عشق یک فریب بزرگ و قوی است و دوست داشتن یک صداقت راستین
و صمیمی ، بی انتها و مطلق.
عشق زیباییهای دلخواه را در معشوق می آفریند و دوست داشتن زیبایی
های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد.
عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن.
عشق همواره به اشک آلوده است و دوست داشتن سراپا یقین است و
شک نا پذیر.
عشق غذا خوردن یک حریص گرسنه است و دوست داشتن " همزبانی
در سرزمین بیگانه یافتن " است.
عشق هر چه دیرتر می پاید کهنه تر می شود و دوست داشتن موثر.
عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن.
نوشته شده توسط مهسا در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 ساعت 13:48 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

من مهسام ...بهم می گن مجنون .. نمی دونم عاشق چی شدم اما وصله ی عاشقی رو بهم چسبوندند...اصلا چه اهمیتی داره من کیم و چی دور و برم می گذره ... می نویسم فقط واسه این که همدردی واسه دردام پیدا کنم.... خوشحال میشم نظر بدید..
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY